Dokhmalane Ha - مطالب My talk







خبر مهم!

چهارشنبه 21 آذر 1397 | 05:18 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

من همین الان فهمیدم یکی میره با اسم جای ایمیل من به بقیه کامنت و  فحش میده و این یعنی وقتی جای ایمیل منو بلده پس ینی من وبش نظر دادم و ممکنه از دوستای خودم باشه
من یه جای ایمیل دیگه برای خودم انتخاب کردم!
و از این به بعد با اون بهتون نظر میدم:)
اینم یه نمونه از کامنتایی که به اسم من دادن درصورتی که من نبودم






حرفای دلم

چهارشنبه 14 آذر 1397 | 05:28 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سلام:)
امروز اومدم یه سری حرف رو بزنم که فقط حرفای دلمن
و یه مدته که این حرفا رو دلم مونده
واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم چون خیلی زیاده
لطف کنین و تا آخرش بخونین
راستش یه مدتی هست که این وبلاگ نویسی دست یه کسایی افتاده که عُرضه ی وب نویسی رو ندارن میدونین ینی چی؟ طرف یه روزه وب زده میاد نظر میده وبت خیلی خزه:/
آخه واقعا بی شرفی تا چه حد؟ یارو اومده کپی کرده بعد اومده کلی فحش داده که چی؟ چرا از وب من کپی میکنی؟ چرا اسمتو مدل دار نوشتی؟ آقا جان من مگه تو مدل دار نوشتن اسمو اختراع کردی؟ والا خود مخترعش هم راضیه از مدلش استفاده کنیم اونوقت تو میای زر میزنی؟
بعد میاد تو صندوق پیام مینویسه وای تروخدا ببخشید نگو کپی کردم آبروم میره...
دو روز بعدم وقتی وبشون یذره پر مَلات میشه تا میری وب یارو میگی آپم
یه پوکر فیس اینجوری :/ میزاره و بعدم سر نمیزنه!
یا آدم زحمت میکشه کلی چیز میز درست میکنه آخرشم میان ازت کپی میکنن 
بعدم حرفای خودتو به خودت بر میگردونن.
بزارید یذره واضح تر بگم شاید متوجه نشید، اون پسته نتیجه ی نظر سنجی که اخیرا گذاشتم رو یادتونه؟ یکی میاد بهم میگه آخه الاغ وب تو چیه جای ریدن هم نیست:/
بعد فکر کرده اگه با یه اسم دیگه نظر بده من نمیفهمم کیه! ولی تو سامانه اگه اسم سیو باشه راحت میشه فهمید آی پی مال کیه و اون کیه!
یا یه پست ساده گذاشتی رفتن کلی گزارشش میکنن تو میهن بلاگ میشینن واسش حاشیه میسازن بعد میهن بلاگ تو صندوق پیام با همون نماد معروف تیکِش بهم نوشته لطفا دقت کنید یه بار دیگه این حرکاتتون تکرار بشه وبلاگتون بطور خودکار حذف میشه:///
سر چی؟ سر یه پست که توش قالب دریا جونمو تحویل داده بودم و عکس صنم و آهیل در حالی که همو میبوسیدن توش بود همین....
والا بخدا یه وب تو میهن دیدم +18 بود حالا اون چیزی نیست اما یه بوسه باعث میشه اینجوری بشه؟ بقول رَپِر یاس زنده باد حاشیه. این دوتا خط پایین از یاسه که واقعا درست میگه
#زنده باد حاشیه تو مغزش چیاست یارو آدم حساب کار دستش میاد
کار درست رو میکنی میگن قصدش ریاست کاری هم نکنی میگن قلبش سیاست=)
دیگه واقعا نمیشه اعتماد کرد حتی به چشم ها اون موقع که یکی از نویسنده های بیشعورم زد و پست ثابتمو پاک کرد و واقعا منو عقب انداخت من خودم فهمیدم کار کی بوده اما اون تو کامنت خصوصی نوشت چرا بهم تهمت میزنی شاید کار خودت بوده که دستت خورده و پست ثابتتو پاک کردی! آخه واقعا این این این حرف درسته؟ من که کودن نیستم که نفهمم خودم زدم یچیو پاک کردم یا نه!
از همه ی آدمایی که فقط از رو ظاهر آدما قضاوت میکنن بدم میاد بدم میاد بدم میاد!!!!
اون روز یارو اومده میگه تو مغروری مغرور تر از بقیه میگم از چه لحاظ میگی تا اومدم به خودم بیام دیدم همه جارو پر کرده که چی؟ ملیکا خودخواهه اون خودخواهه...
به قول یاس این روزا همه ندیده شدن قاضی
دِ آخه نمیدونم کی این مدرک قاضی شدنو گرفتین!
دو خط دیگه از یاس:)

#ما خیلی کارا کردیم نگفتیم که ریا نشه این روزا قضاوت هر کی از رو قیافشه

واسه من این قصه ها عادیه همه قاضی شدن این استعداد ذاتیه.

دیگه واقعا خسته شدم آخه نمیدونم چرا با اهداف و رویا ها ی من مشکل دارین؟

چرا می رید وبای دیگه و تو نظر خصوصی واسه اینکه من نبینم به بقیه و دوستام فحش میدین؟

فکر کردین من نمیدونم؟ من یه سری دوست دارم که همه چیزو کف دست من میزارن^-^

بابا آخه با این سیاه نماییا چا گلی به سر خودتون زدین جز اینکه آبروی یکیو بردینو دوستاشو ازش دور کردین؟ و واقعا از این کارا چه سودی میبرین؟!

ما ها توی فضای مجازی اونقدر پَست و بی ارزشیم که به همین راحتی با روح روان بقیه بازی میکنیم؟ آخه چیکار به کار هم دیگه داریم؟

من مگه چیکار داشتم بهتون؟ نه کسی رو اذیت کردم نه از کسی کپی کردم نه به کسی بی احترامی کردم نه ایده ی کسیو دزدیم و....

من فقط این فضا رو این وبو این نتو وهمه اش رو دوست داشتم

 حتی یه آسیب کوچیکم نرسوندم و همه روکمک کردم و به هیچکس آزار نرسوندم و فقط به خودم کار داشتم.

دوست داشتم کدنویسی بلد بشم،دوست داشتم خاطره هامو بزارم،دوست داشتم دلنوشته هامو بزارم،دوست داشتم رمان هامو بزارم،دوست داشتم حرفامو با بقیه درمیون بزارم،دوست داشتم تو فضایی باشم که دوسش دارم، دوست داشتم.....

اما نمیدونم چیکار کردم که بعضیا وحشی شدن:|

فقط دلم واسه خودم میسوزه:}

من دیگه میدونم چیکار کنم تا ادب شن!

من به نتیجه میرسم بهتون قول میدم:]

آخرین بیت آهنگ یاس ;)

#نه تو کتم نمیره تو رو نمیدونم ولی من راه بی نتیجه رو شروع نمیکنم

من از سرکوب رویاهای خودم سکو ساختم دیگه چاقو تو رویای بقیه فرو نمیکنم

همین...







نتیجه ی نظر سنجی

یکشنبه 4 آذر 1397 | 05:04 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سلام
من باز اومدم
و همونطور که از عنوان پست فهمیدین نتیجه ی نظر سنجی رو آوردم بعد از 10 ماه:/
خیلی مدت زیادیه نه؟ آخه خب یهویی شد من اصلا نمیخواستم نظر سنجیمو عوض کنم ولی فازم گرفت
خب دیگه زیادی حرف زدم اینم نتیجه
 واقعا ممنونم از اون 193 نفر که گفتن وبم خوبه
همینطور ممنونم از اون 55 نفر که گفتن وبم بده چون فهمیدم وبم عالیه واسه همینه که 55 تا حسود داره
در نظر سنجی جدید هم حتماِ حتما شرکت کنید.نتیجه ی اونو 6 ماه دیگه میزارم(خب باید یذره شرکت کننده ها زیاد شه دیگه تا بتونم نتیجه رو بزارم)
راستی میخوام بزودی همه ی وبایی که قسمت نظراتشون قاط نزده رو نظر بارون کنم
خب دیگه فعلا;)






وبلاگ جدید

سه شنبه 8 آبان 1397 | 02:32 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سلام دوستان
من یه وبلاگ جدید زدم که یه وب دخترونس 
توی اون وب نویسنده 100 درصد میپذیرم
لطفا بیاین وبم عزیزانم
برای ورود به وبم
خب فعلا






خداحافظ تابستون

شنبه 31 شهریور 1397 | 09:29 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سلام
از فردا مدرسه های لعنتی باز میشه و موبایل بازی تموم وب تموم نماشا تموم کامپیوتر تموم
باید دوباره عین چی درس بخونیم:/
خب منم طبیعتا آدمم و باید درس بخونم چون کلاس هفتمی میشم و کلاس زبانمم هست
واسه همین فقط شبا اونم یکی دو ساعت میتونم بیام نت و وب
ساعت کاری من تو مدارس(ینی زمانایی که آنم):روزای مدرسه:شبا ساعت 7 تا 8.5 و روزای تعطیل: ساعت 11 صب تا 1 و ساعت 4 بعد از ظهر تا 5 اونم اگه بتونم
خب اومدم همینو بگم و اینکه تسلیت واسه اینکه تابستون تمومید
و مرسی که همراهیم کردید تو تابستون و خیلی خوش گذشت
خداحافظ:|






هورااااااا

جمعه 25 خرداد 1397 | 09:46 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سعلام
واقعا دلم نیومد پست نزارم
خب پیروزی تیم ملی عزیزمون در مقابل تیم ملی مراکش رو تبریک میگم
خدایی اون گل به خودی که مراکشیه تو دیقه 94 به خودشون زد خیلی کیف داد
گزارشگر میگفت خیلی آقایی مراکشی جون دمت گرم گل به خودی زدی
راستی عید فطر روهم تبریک میگم
فعلا






برگشتم

پنجشنبه 10 خرداد 1397 | 08:53 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سلام
خوبین؟خوشین؟چخبرا؟مدرسه ها تعطیل شد؟
بالاخره دیروز آخرین امتحانم که مطالعات اجتماعی بود دادم زیاد سخت نبود و فکر نکنم غلط داشته باشم
وای بسی شادم که مدرسه ها تمومید،هنوز باور نمیکنم که تعطیل شدیم
این دومین تعطیلات تابستون من با حضور در نت هس یادمه اولین وبی که زدم یه وب مسابقه ای بود و در ماه شهریور این وب رو زدم
پس میشه گفت که تولد وبلاگ نانازم حدودا سه ماه دیگس و من میتونم از الان به شما مژده بدم یه تولد حسابی و مفصل برای وبم میخوام بگیرم و همه ی شماهایی که این پستو میخونین به تولد وبم دعوت میشید اما بگم یه دعوت نامه ی رسمی هم یه  روز قبل از تولد وبم بهتون میدم
خب حالا از این موضوع بگذریم میخوام بگم فقط دو قسمت از انیمه یlove live مونده که ببینم بعد تموم میشه خدایی این انیمه ها خیلیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محشرن ینی بی حد و اندازه خوشگلن من دوتا از شخصیتای لاو لیو رو خیلی دوس دارم ، یکی هونوکا و یکی نیکو هونوکا که شخصیت اصلیه و نیکو ام خیلی خوشگل میرقصه بگین ببینم شما انیمه ی لاو لیوو دیدین؟ اگر دیدین که میدونین چه محشره و اگرم ندیدین بهتون حتما توصیه میکنم که ببینین چون انقدر خوشگله که معتادش میشین مخصوصا معتاد صدای خوشگل این گروه میوز و رقصاشون
راستی چند تا انیمه ی دخترونه ی جدید میخوام اگه میشه چند تا انیمه ی خوشگل بهم معرفی کنین،لطفا از این عاشقان شیطانی و خون آشاما نباشه که من دوس ندارم و میخوام از این دختر انیمه ای خوشگلا باشه
خب دیگه خیلی از انیمه گفتم میگم میدونین چیه خیلی احساس خوبی نسبت به اینکه یک سال رو با نت گذروندم دارم و به نظرم امسال یکی از بهترین سالای زندگیم بود(البته خودم یه سال تو نتم وبم هنوز یه ساله نشده)
خب دیگه خیلی حرف زدم بسه دیگه......
پ ن : به زودی به وب همه میام کلی نظر میبارونم
فعلا بای






امتحانا

شنبه 22 اردیبهشت 1397 | 04:57 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk


سعلامممممم
وقتی سرمو برگردوندم دیدم که....
بله دیدم که معلما میگن امتحانا شروع شده
خب خب منم مثل بقیه امتحان دارم و....
بله باید درس بخونم تا نتیجه بگیرم
تا 13 خرداد خیلی کم وب میام چون امتحان ترم دارم و بعد...
بله بعد تعطیلاته تا آخر شهریور
فعلا بای






داستانم

یکشنبه 6 اسفند 1396 | 03:04 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk



سلام به همه
وای امروز تو مدرسه اتفاقات بسی خوبی افتاد
معلم ادبیتامون هفته ی پیش گفته بود یه داستان عجیب در مورد نجوم و فضا بنویسید تا امروز وقت داده بود
خب خودتون که با مدرسه آشنایین حتما یه نفر هست که مسعولیتشو انجام نده یا چیزیو جا بذاره
بیشتر بچه هامونم از انشا و ادبیات بدشون میاد چون میگن ایده نداریم چجوری شروع کنیم حالا خلاصه
نصف کلاسمون که ننوشته بودن اون نصف دیگه ام که....
مثلا آرتمیسا نوشته بود یه روز رفتم فضا کره مریخو دیدم یهو افتادم تو زحل بعد اومدم رو زمین
بخدا بچه کلاس اولیم به این مسخره ای نمی نویسه نا سلامتی شیشمیم حالا بگذریم...
نوبت من شد منم از هفته ی پیش  26صفحه نوشته بودم آخه عاشق داستان نویسی و انشام
رفتم خوندم نفسمم بند اومد انقدر تند تند خوندم
وقتی تموم شد داشتم غش میکردم که صدای کف زدن بلند بچه ها و خانممون رو شنیدم
بعد معلممون باذوق گفت:عالیه میفرستمش اداره ی آموزش و پرورش انقدر عالیه
خیلیــــــــ روز خوبی بود
پ ن : یه چیزی چرا بازدیدا و نظرا انقدر اومده پایین؟کجایین دوستام؟؟






هه

سه شنبه 1 اسفند 1396 | 03:12 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

چه سلامی چه علیکی
یک سوال:آیا تا پایان سال 1397 انسانی ایرانی بر رو ی زمین باقی می ماند
جواب:با این وضعیت که نه
اومدم تسلیت بگم چرا انقدر اتفاق بد میوفته
خیلی خیلی خیلی ناراحت و متاسفم چرا اینجوری میشه؟؟
خدایا بلایای طبیعی را دور میکنی؟!دستت درد نکنه لطفا از این به بعد بلایای ی مصنوعی روهم دور کن
حرف خاصی نداشتم فقط اومدم بگم چرا اینجوری میشه و اومدم بگم که خیلی خیلی خیلی تسلیت میگم به خانواده های شهدای سانچی و هواپیما و .....(البته اگر هنوز خانوادهاشون زنده باشن بعد این همه بلا) هر چند میدونم همه ی این تسلیت ها الکین و هیچ دردی رو دوا نمی کنن
پ ن:بجا ی اینکه تسلیت بگید برید نجاتشون بدید(با بعضیام)