Dokhmalane Ha - مطالب Mєℓιкα.M







خبر مهم!

چهارشنبه 21 آذر 1397 | 05:18 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

من همین الان فهمیدم یکی میره با اسم جای ایمیل من به بقیه کامنت و  فحش میده و این یعنی وقتی جای ایمیل منو بلده پس ینی من وبش نظر دادم و ممکنه از دوستای خودم باشه
من یه جای ایمیل دیگه برای خودم انتخاب کردم!
و از این به بعد با اون بهتون نظر میدم:)
اینم یه نمونه از کامنتایی که به اسم من دادن درصورتی که من نبودم






Sky Temp

یکشنبه 18 آذر 1397 | 08:13 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Code

وای این قالبه خیلی کاوایی شده=)
قیمت:400 کامنت به ثابت*0*
فاو آیکنم اشانتیونشه^^







Today our birthday

جمعه 16 آذر 1397 | 12:00 ق.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Occasion

مرسی که برام دوستی هستی
 که همیشه می تونم روش حساب کنم …
خوشحالم که تو روزی بدنیا اومدم که
تو به دنیا اومدی:)
امیدوارم رنگ های شاد و روشن
زندگی ات را نقاشی کنند. همیشه شاد باشی و 
تولدمون مبارک!=)
Happy birthday to us
سحر جونم تولدت مبارک همزاد کوشولوم^-^
مرسی که بودی!
امیدوارم بیشتر ازینا باشی=)
و به تمام آرزوهات برسی و همیشه موفق باشی$_$
آرزوم برات اینه که تمام لحظات زندگیت درست مثل دوران طنز دوستیمون جذاب باشه
ببخشید که خیلی کم و کوچیک برات تولد گرفتم:(
پ ن: آلبوم کامبک اکسو رو هم گوش دادم باحال بیدD:
سحر و خود عزیزم :
تولدمون مبارکا بابا*0*
شاباش بدین
ایشالا عروسیمون
×






حرفای دلم

چهارشنبه 14 آذر 1397 | 05:28 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سلام:)
امروز اومدم یه سری حرف رو بزنم که فقط حرفای دلمن
و یه مدته که این حرفا رو دلم مونده
واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم چون خیلی زیاده
لطف کنین و تا آخرش بخونین
راستش یه مدتی هست که این وبلاگ نویسی دست یه کسایی افتاده که عُرضه ی وب نویسی رو ندارن میدونین ینی چی؟ طرف یه روزه وب زده میاد نظر میده وبت خیلی خزه:/
آخه واقعا بی شرفی تا چه حد؟ یارو اومده کپی کرده بعد اومده کلی فحش داده که چی؟ چرا از وب من کپی میکنی؟ چرا اسمتو مدل دار نوشتی؟ آقا جان من مگه تو مدل دار نوشتن اسمو اختراع کردی؟ والا خود مخترعش هم راضیه از مدلش استفاده کنیم اونوقت تو میای زر میزنی؟
بعد میاد تو صندوق پیام مینویسه وای تروخدا ببخشید نگو کپی کردم آبروم میره...
دو روز بعدم وقتی وبشون یذره پر مَلات میشه تا میری وب یارو میگی آپم
یه پوکر فیس اینجوری :/ میزاره و بعدم سر نمیزنه!
یا آدم زحمت میکشه کلی چیز میز درست میکنه آخرشم میان ازت کپی میکنن 
بعدم حرفای خودتو به خودت بر میگردونن.
بزارید یذره واضح تر بگم شاید متوجه نشید، اون پسته نتیجه ی نظر سنجی که اخیرا گذاشتم رو یادتونه؟ یکی میاد بهم میگه آخه الاغ وب تو چیه جای ریدن هم نیست:/
بعد فکر کرده اگه با یه اسم دیگه نظر بده من نمیفهمم کیه! ولی تو سامانه اگه اسم سیو باشه راحت میشه فهمید آی پی مال کیه و اون کیه!
یا یه پست ساده گذاشتی رفتن کلی گزارشش میکنن تو میهن بلاگ میشینن واسش حاشیه میسازن بعد میهن بلاگ تو صندوق پیام با همون نماد معروف تیکِش بهم نوشته لطفا دقت کنید یه بار دیگه این حرکاتتون تکرار بشه وبلاگتون بطور خودکار حذف میشه:///
سر چی؟ سر یه پست که توش قالب دریا جونمو تحویل داده بودم و عکس صنم و آهیل در حالی که همو میبوسیدن توش بود همین....
والا بخدا یه وب تو میهن دیدم +18 بود حالا اون چیزی نیست اما یه بوسه باعث میشه اینجوری بشه؟ بقول رَپِر یاس زنده باد حاشیه. این دوتا خط پایین از یاسه که واقعا درست میگه
#زنده باد حاشیه تو مغزش چیاست یارو آدم حساب کار دستش میاد
کار درست رو میکنی میگن قصدش ریاست کاری هم نکنی میگن قلبش سیاست=)
دیگه واقعا نمیشه اعتماد کرد حتی به چشم ها اون موقع که یکی از نویسنده های بیشعورم زد و پست ثابتمو پاک کرد و واقعا منو عقب انداخت من خودم فهمیدم کار کی بوده اما اون تو کامنت خصوصی نوشت چرا بهم تهمت میزنی شاید کار خودت بوده که دستت خورده و پست ثابتتو پاک کردی! آخه واقعا این این این حرف درسته؟ من که کودن نیستم که نفهمم خودم زدم یچیو پاک کردم یا نه!
از همه ی آدمایی که فقط از رو ظاهر آدما قضاوت میکنن بدم میاد بدم میاد بدم میاد!!!!
اون روز یارو اومده میگه تو مغروری مغرور تر از بقیه میگم از چه لحاظ میگی تا اومدم به خودم بیام دیدم همه جارو پر کرده که چی؟ ملیکا خودخواهه اون خودخواهه...
به قول یاس این روزا همه ندیده شدن قاضی
دِ آخه نمیدونم کی این مدرک قاضی شدنو گرفتین!
دو خط دیگه از یاس:)

#ما خیلی کارا کردیم نگفتیم که ریا نشه این روزا قضاوت هر کی از رو قیافشه

واسه من این قصه ها عادیه همه قاضی شدن این استعداد ذاتیه.

دیگه واقعا خسته شدم آخه نمیدونم چرا با اهداف و رویا ها ی من مشکل دارین؟

چرا می رید وبای دیگه و تو نظر خصوصی واسه اینکه من نبینم به بقیه و دوستام فحش میدین؟

فکر کردین من نمیدونم؟ من یه سری دوست دارم که همه چیزو کف دست من میزارن^-^

بابا آخه با این سیاه نماییا چا گلی به سر خودتون زدین جز اینکه آبروی یکیو بردینو دوستاشو ازش دور کردین؟ و واقعا از این کارا چه سودی میبرین؟!

ما ها توی فضای مجازی اونقدر پَست و بی ارزشیم که به همین راحتی با روح روان بقیه بازی میکنیم؟ آخه چیکار به کار هم دیگه داریم؟

من مگه چیکار داشتم بهتون؟ نه کسی رو اذیت کردم نه از کسی کپی کردم نه به کسی بی احترامی کردم نه ایده ی کسیو دزدیم و....

من فقط این فضا رو این وبو این نتو وهمه اش رو دوست داشتم

 حتی یه آسیب کوچیکم نرسوندم و همه روکمک کردم و به هیچکس آزار نرسوندم و فقط به خودم کار داشتم.

دوست داشتم کدنویسی بلد بشم،دوست داشتم خاطره هامو بزارم،دوست داشتم دلنوشته هامو بزارم،دوست داشتم رمان هامو بزارم،دوست داشتم حرفامو با بقیه درمیون بزارم،دوست داشتم تو فضایی باشم که دوسش دارم، دوست داشتم.....

اما نمیدونم چیکار کردم که بعضیا وحشی شدن:|

فقط دلم واسه خودم میسوزه:}

من دیگه میدونم چیکار کنم تا ادب شن!

من به نتیجه میرسم بهتون قول میدم:]

آخرین بیت آهنگ یاس ;)

#نه تو کتم نمیره تو رو نمیدونم ولی من راه بی نتیجه رو شروع نمیکنم

من از سرکوب رویاهای خودم سکو ساختم دیگه چاقو تو رویای بقیه فرو نمیکنم

همین...







7_? how are you#

چهارشنبه 7 آذر 1397 | 05:05 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Novel

و بازم سلام
(میدونم تو این چند روز خیلی زر زدم:/)
خب اینم از قسمت هفتم رمانم=)

برید ادامه






نتیجه ی نظر سنجی

یکشنبه 4 آذر 1397 | 05:04 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سلام
من باز اومدم
و همونطور که از عنوان پست فهمیدین نتیجه ی نظر سنجی رو آوردم بعد از 10 ماه:/
خیلی مدت زیادیه نه؟ آخه خب یهویی شد من اصلا نمیخواستم نظر سنجیمو عوض کنم ولی فازم گرفت
خب دیگه زیادی حرف زدم اینم نتیجه
 واقعا ممنونم از اون 193 نفر که گفتن وبم خوبه
همینطور ممنونم از اون 55 نفر که گفتن وبم بده چون فهمیدم وبم عالیه واسه همینه که 55 تا حسود داره
در نظر سنجی جدید هم حتماِ حتما شرکت کنید.نتیجه ی اونو 6 ماه دیگه میزارم(خب باید یذره شرکت کننده ها زیاد شه دیگه تا بتونم نتیجه رو بزارم)
راستی میخوام بزودی همه ی وبایی که قسمت نظراتشون قاط نزده رو نظر بارون کنم
خب دیگه فعلا;)






به افتخار ما آذری ها

یکشنبه 4 آذر 1397 | 02:12 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

وقتی که پاییز باشه
و تو هم متولد پاییز باشی
اونم از نوع آذرش
میشی ته تغاری پاییز
میشی ته تغاری فصل رنگ های جذاب نارنجی
فصلی که هر قدمت تو طبیعت و نفس کشیدن،
حتی صدای برگای خشک زیر پات، حتی بوی بارونش
روحتو تازه میکنه.....






لوازم تحریر اسب تکشاخی

شنبه 3 آذر 1397 | 07:13 ب.ظ


سلام امروز اومدم با یک پست متفاوت!
خب بریم سر اصل مطلب
اینم فیلم ساخت ست کامل لوازم تحریر تکشاخی
پ ن: خودم فعلا دفتر و بوک مارک و مدادهاشو ساختم:)








به من آموختند

شنبه 3 آذر 1397 | 02:21 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

آبشار به من آموخت
هنگام سقوط نیز میشود اسطوار بود...
مرداب به من آموخت
با وجود تمام کثیفی ها میتوان زیبایی ها را پیدا کرد...
گل به من آموخت
شاید همه چیز زیبا باشد اما این موقتیست...
#خودم






Happy birthday My Daughter

یکشنبه 27 آبان 1397 | 01:33 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Occasion

شادی با لبخند تو شروع می شه و لبخندت جهان را عوض می کنه
اگر می توانستم هرچیزی که بخواهم به تو هدیه بدهم
قدرت دیدن خودت از چشم های دیگران را به تو هدیه می کردم.
چند سال قبل وقتی یه ستاره دنباله دار دیدم ،آرزویی کردم
این آرزو وقتی برآورده شد که تو تصمیم گرفتی رفیق من باشی،
می خوای بهترین بخش زندگیم رو بشناسی؟
اون تویی!
به خاطر دوستیمون ازت ممنونم
تولدت مبارک! ^-^
امروز تولد یه نفره
البته نه یه نفر تولد یه فرشتس!
تولد بهترین و عزیز ترین دوستم "دریا":)
دخملم!بیسکوییت زنجبیلی حاوی نیشخندم!
"تولدت مبارک"
مرسی که تو تمام این مدت کنارم بودی ، تو تمام مشکلاتم یاریم کردی ، هیچوقت رهایم نکردی و همیشه با من و به یاد من بودی:") 
خب دیگه زیاد سرتو درد نیارم
ان شاء الله همیشه باشی و دخملم باشی و به تمام آرزو هات برسی
#تولدت مبارک






نانسی درو 2 (پلکان مخفی)

شنبه 26 آبان 1397 | 03:32 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Other

https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/I/81ZRoZXH0vL.jpg
نام کتاب:the hidden staircase(پلکان مخفی)
نام مجموعه:نانسی درو
ژانر:معمایی،ترسناک
نویسنده:کارولین کین
مترجم:بهشته خادم شریف
خلاصه داستان:در پلکان مخفی،نانسی کاراگاه جوان، همه ی شجاعت و قدرتش را جمع میکند تا معمای ماجرا های یک عمارت قدیمی را کشف کند.
ساکنان این عمارت فکر میکنند این خانه جن زده است و نانسی با کمک دوستش هلن تلاش دارند تا به صاحب خانه ی نگران آرامش بدهند.
و در این میان پدر نانسی هم سعی میکند که در حل این معما به دخترش کمک کند.
اما خودش به دردسر خیلی بزرگی می افتد
آیا نانسی میتواند از راز صدا های مشکوکی که از در و دیوار آن خانه به گوش میرسد سر در بیاورد؟ بر سر پدر نانسی چه می آیدی؟ راز آن پلکان مخفی چیست؟ باید دید.....
این کتاب خیلی محشره مثل جلد قبلیش!






I'm alone temp

سه شنبه 15 آبان 1397 | 02:44 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Code

ســــــــلام:)
و حالا اومدم با یه قالب درخواستی جدید
بفرمائید
یه آهنگ هم داره
پ ن : تفاوت اندازه ی هدر و بدنه مدل قالبه
قیمت قالب+آهنگ : 450 کامنت به پست ثابت
اینم دمو







Happy birthday my aunt

دوشنبه 14 آبان 1397 | 09:40 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Occasion

زیباترین چشم انداز تندیس نگاه توست

و قشنگترین لحظه لحظه روییدن توست

به زبانی که توان گفت تو را می گویم

به زمانی که توان رفت تو را می جویم

جمله ها قاصر و عاجز ز بیانند ولی

"تولدت مبارک" دوست عزیزم

عمه ی من میدونستی چقدر دوستت دارم؟

تولدت مبارک عمه الی

ان شاءالله همیشه باشی و عمه ی ما باشی

و حالا از ته قلبم بهت میگم:

#تولدت-مبارک







6_? how are you#

شنبه 12 آبان 1397 | 07:42 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Novel

سلام
بعد از حدودا یه ماه قسمت بعد رمان رو آوردم
خوشحال میشم حتی یه مورچه بخونه رمانو:/(آخه اصن کسی نمیخونه) 

برید ادامه






تنهایی

جمعه 11 آبان 1397 | 06:44 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

بعد از رفتنت روز هام اینطوری بود
روز اول :تنهایی
روز دوم :تنهایی
روز سوم :تنهایی
.....:تنهایی
امروز:تنهایی
والا نمیدونم این روز لعنتی کی تغییر میکنه
#خودم






1 2 3 4 5 6 7 ...