Dokhmalane Ha - مطالب شهریور 1397







خداحافظ تابستون

شنبه 31 شهریور 1397 | 09:29 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: My talk

سلام
از فردا مدرسه های لعنتی باز میشه و موبایل بازی تموم وب تموم نماشا تموم کامپیوتر تموم
باید دوباره عین چی درس بخونیم:/
خب منم طبیعتا آدمم و باید درس بخونم چون کلاس هفتمی میشم و کلاس زبانمم هست
واسه همین فقط شبا اونم یکی دو ساعت میتونم بیام نت و وب
ساعت کاری من تو مدارس(ینی زمانایی که آنم):روزای مدرسه:شبا ساعت 7 تا 8.5 و روزای تعطیل: ساعت 11 صب تا 1 و ساعت 4 بعد از ظهر تا 5 اونم اگه بتونم
خب اومدم همینو بگم و اینکه تسلیت واسه اینکه تابستون تمومید
و مرسی که همراهیم کردید تو تابستون و خیلی خوش گذشت
خداحافظ:|






5_? how are you#

شنبه 31 شهریور 1397 | 08:17 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Novel

سلام
امروز 31 شهریوره
براتون قسمت پنجم رمان رو آوردم

کامنت یادتون نره






چند تا ولکام

جمعه 30 شهریور 1397 | 04:40 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Code

سلام سلام
و امروز ویرم گرفت کد بزارم
اومدم با 5 تا ولکام انیمه ای
قیمت کل ولکام ها:100 کامنت به فیکسد پست
قیمت هر یدونه:20 کامنت به فیکسد پست
خداوکیلی تو این گرونی خیلی ارزونه
برای دیدن ولکامای بسی لاکچری بزن رو رید مور(ادامه مطلب)






رمان one plus one

جمعه 30 شهریور 1397 | 01:13 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Other

http://takhfifkadehketab.com/wp-content/uploads/2017/11/یک-بعلاوه-یک-410x600.jpg
نام : یک بعلاوه یک
نام نویسنده :سارا پائولین جو مویس(جوجو مویز)
مترجم:سیمین تاجدینی
ژانر:عاشقانه-درام
خلاصه:کتاب به داستان زندگی جسیکا توماس می پردازد. 
زنی تنها که خانواده ای عجیب را اداره می کند. دختر او عاشق ریاضی است و از رژلب متنفر است، با این حال پسر خانواده عاشق آرایش است!جسیکا در دریاکنار نظافت چی خانه هاست و در یک کافه هم کار می کند. او تمام تلاش خود را می کند تا نبود شوهرش زندگی خوبی برای بچه هایش رقم بزند.
در سوی دیگر داستان اد نیکلاس را داریم. مردی موفق و ثروتمند که طی یک اتفاق، اشتباه بزرگی مرتکب می شود و مجبور می شود محل کارش را برای مدتی ترک کند و در ویلای خود در دریاکنار زندگی کند. در ادامه، داستان به شکلی پیش می رود که این دو با هم برخورد می کنند و این تازه شروع ماجراهای کتاب است.
اد نیکلاس نمی خواهد به کسی کمک کند و جسیکا توماس هم نمی خواهد کسی به او کمک کند، اما…کتاب یک بعلاوه یک به صورت دانای کل روایت می شود و در هر فصل روی یک شخصیت تمرکز دارد.
این کتاب یک رمان اجتماعی است. کتابی که به مشکلات و دغدغه های اقشار مختلف جامعه اشاره می کند. دردسرهای یک خانواده فقیر را نشان می دهد که چطور برای زنده ماندن و پیشرفت کردن تلاش می کنند. و در مقابل به مشکلات قشر ثروتمند هم اشاره دارد
حتما این کتاب رو بخونید و از خوندنش لذت ببرید






شام غریبان محرم

جمعه 30 شهریور 1397 | 12:11 ق.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Occasion

امشب تن مردانگی در بند کین است
آزادگی جرمی سیه چون جرم دین است
امشب صداقت دیده اش مهمان اشک است
خلقت زنامردانگی ها غرق رشک است
امشب شب شام غریبان حسین است

شام غریبان رو تسلیت میگم







یه سری عکس انیمه ای

چهارشنبه 28 شهریور 1397 | 10:42 ق.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Other

سلام
واقعا نمیدونستم چی آپ کنم تصمیم گرفتم چند تا عکس انیمه ای کمیاب خیلی خوشگل بزارم
خب برای دیدن بقیه عکسای خیلی قشنگ بفرمایین ادامه






آذر ماهی ام

دوشنبه 26 شهریور 1397 | 09:49 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text







مداد

یکشنبه 25 شهریور 1397 | 06:46 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text


از مداد یاد گرفتم" بنویسم "
هر چه شد بنویسم
چه بد 
چه خوب
دیگر نمره ی نوشتنم را کسی دیگری میدهد
#خودم






گاهی سخته گاهی آسون

یکشنبه 25 شهریور 1397 | 06:44 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text


میگن:زندگی گاهی سخته گاهی آسون
اما من میگم:زندگی به لطفا بعضیا سخته به لطفا بعضیا آسون
میدونی فرق این دوتا چیه؟
#خودم






چند تا حرف قبل از مدرسه ها

شنبه 24 شهریور 1397 | 02:30 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Memorie

به سلام
خوبین؟ چخبرا؟ سلامتین؟ خوشحالین مدرسه ها واز میشه؟
وای چشم روهم گذاشتم تابستون تموم شدا انگار همین دیروز بود با خوشحالی اومدم وب و نوشتم هورا من تعطیل شدم تا آخر تابستون ، حس میکردم تابستون خیلی مدت زمان طولانی هست اما انگار مثل فرفره گذشت و رفت
این دومین تابستونی بود که تو نت گذروندم و این تابستونم با خیلیا آشنا گردیدم و خیلی ها رفتن بزار یادی کنیم از کسانی که رفتن:خب اولین نفری که رفت لاله بود دوستی که برای همیشه از دنیا رفت و من هنوز توی شکم بعد از اون زهرا که یه وب داشت اسمش فرشته های آسمانی بود از نت رفت که بهمون قول داد 4 سال دیگه برگرده اما تا اون موقع کی زندس کی مرده
سومین نفری که از نت رفت شینارا بود که هفته ی پیش وبلاگشو حذف کرد و کاملا رفت بدلیل های خیلی مهمی که واقعا نمیتونست توی نت بمونه دلم برات خیلی تنگ میشه شینیییی
چهارمین و پنجمین نفراتی هم که رفتن دیانا و گیتی بودن که مادرشون دیگه بهشون اجازه نداد تو نت باشن و اونطور که گفتن دیگه هیچوقت برنمیگردن
خب اگه خدا بخواد فعلا همینا بودن که دلم براشون خیلی تنگ میشه
تو تابستون چند تا فیلم و سریال و انیمه دیدم که خیلی دوسشون داشتم و واقعا بهم مزه میداد وقتی میدیدمشون: انیمه لاو لیو رو فصل سومشو تموم کردم و کاملا تموم شد، بینوایان یا همون بندال خودمون رو هم کامل دیدم،نوراگامی رو دیدم که خیلی خوب بود،آبشار سرنوشت رو هم کامل کردم(چون نصفه دیده بودم) . حالا سریال ها: قبول میکنم رو همچنان دارم میبینم،ملکه کی رو تقریبا تموم کردم و خب اینا سریالایی بود که میدیدم
این جانمونه که چند تا رمان هم خوندم که یکیش من پیش از تو ، بعد من پس از تو،یک بعلاوه ی یک ، خلیج نقره ای و رمان اسطوره که فردا یا پس فردا تموم میشه رو هم خوندم.
در این تابستون با گروه های کره ای عالی مثل بلک پینک ، اکسو ، بی تی اس و... هم آشنا شدم که بنظرم واقعا گروه های کره ای پدیده های محشری هستن و شدیدا طرفدارشون شدم
خب از چیزای که دیدم و شنیدم بگذرم که بخوام بازم بگم فکر کنم یه رمان بشه انقدر که زیاده
امسال یکم شهریور برای یک سالگی وبمم جشن گرفتم هممون لذت بردیم
تو این تابستون یه مسافرت به شمال هم رفتم که جاتون خالی خیلی خیلی خوش گذشت و اتفاقات محشری افتاد که اونم خیلی زیاده
خب هدفم ازگذاشتن این پست این بود که از خیلی از کسایی که همراهم بودن و این تابستون باهم ترکوندیم تشکر کنم و واقعا ازتون ممنونم بابت همهی محبتا و لطف هایی که بهم داشتین و خب خودتونم میدونین که امسال کلاس هفتمیم و خب تغییر پایه یکمی سنگینه واسم و باید سخت درس بخونم تا ازش سربلند بیرون بیام پس موقع مدارس یک چهارم مقداری که توی تابستون آن بودم آن هستم ینی من تو تابستون 4 یا 5 ساعت آن میشدم تو مدارس 1 ساعت آن میشم
فعلا خداحافظ عزیزای دلم که بدونین از الان واسه تابستون سال بعد دارم برنامه میریزم
پ ن:مدرسه از آنچه فکر میکنید به شما بسیار نزدیک تر است....






4_? how are you#

شنبه 24 شهریور 1397 | 01:58 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Novel

سلام
بعد مدت ها قسمت بعدی رو آوردم
اینم پارت چهار

کامنت دادنم اختیاریه






M❤L

دوشنبه 19 شهریور 1397 | 02:35 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Occasion

تولدت مبارک خواهری جونم
گل لاله ی قشنگم امروز تولدته :)
#روحت شاد






گاهی یک دوست

یکشنبه 18 شهریور 1397 | 12:22 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

گاهی یک دوست چنان با دلت میکند
که دلت بد جور
برای دشمنت تنگ میشود
#یک دوست






تو تقویم

یکشنبه 18 شهریور 1397 | 12:19 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

کاش تو تقویم روز نامرد داشتیم
اونوقت میتونستیم تو این روز
به بعضیا تبریک بگیم
هه
#یک دوست






معرفت

یکشنبه 18 شهریور 1397 | 12:15 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

معرفت
 یه موقعی لباس رفاقت بود 
الان منفعت
 جاشو گرفته!
#یک دوست







1 2