Dokhmalane Ha - مطالب تیر 1397







قالب سریال قبول میکنم سفارش دریا

جمعه 29 تیر 1397 | 09:48 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Code

سلام آجی قالب رو برات آماده کردم
فقط دریا اجازه استفاده از قالب رو داره
کدشو واسه دانلود زیرش گذاشتم
پ ن:بخدا اگه بخاطر عکس قالب گزارش کنین حلالتون نمیکنم
عکس قالب
خب امیدوارم خوشت اومده باشه ببخشید اگر باب میلت نیس






روز دختر مبارک

یکشنبه 24 تیر 1397 | 12:57 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Occasion

امروز ...
روز خلق شدن فرشتگان بی بال
روز لبخند خداوند بر مردم جهان
روز عطای محبت و رحمت به تمام دنیا
روز دختر مبارک
تمام دخملای دنیا روزتون مبالک






ست تابستونی سفارش فلشی گرل

چهارشنبه 20 تیر 1397 | 09:07 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Code

سلام
ست رو برات آماده کردم عزیزم کد هرکدوم رو واسه دانلود گذاشتم زیرش
پ ن : فقط فلشی گرل اجازه ی استفاده از ست رو داره
قالب

بالابر
موس

خب امیدوارم از ست خوشت اومده باشه تمام تلاشمو کردم و اینکه اگر مشکلی داره بهم بگو






بد ترین درد

یکشنبه 17 تیر 1397 | 09:48 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

بدترین درد اینه که ،
مخاطب های گوشیتو چک کنی
و بخوای با یکی درد و دل کنی
ولی . . .
هیچکسو پیدا نکنی . . .
#خودم






ضد حال های تابستون من

جمعه 15 تیر 1397 | 12:14 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Memorie

سعلاممممم
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟کیا مثل من حوصلشون سر رفته؟
واقعا این تابستون برام خیلی کسل کننده شده نمیدونم چرا واقعا ! کارای من واسه تابستون هر روز همینه: 
آهنگ گوش دادن-کتاب خوندن- نت گردی-آهنگ گوش دادن-نت گردی- خواب واقعا خیلی خسته کنندس فقط روزای شنبه و دوشنبه یه کلاس زبانم دارم:/
راستی در مورد عنوان پست بگم ، خب الان حدودا یه هفتس که ترم جدید کلاس زبانم شروع شده ، اولش قرار بود ساعت کلاسمون 4تا6 باشه همه هم راضی بودن بعد یه روز که قرار بود جلسه ی اولو بریم ساعت 9 صبح زبانسرا زنگ زد منم از خواب نازم پریدم و تلفن جواب دادم اون موقع گفتن ساعت کلاس تغییر کرده ساعت 12 تا 2://
آخه یعنی که چی من تازه ساعت 12 از خواب پامیشم اونوقت برم کلاس زباااااان، حالا این بود ضدحال اول بعدش که رسیدیم کلاس زبان رفتیم طبقه ی بالا که کلاسمون بود نشستیم تامعلم بیاد(همیشه نیم ساعت زودتر میریم کلاس واسه ادا بازی با بقیه ی بچه ها) حالا وقتی معلم اومد گفت با صدا بلند hello girls hello boys (آخه تا تو کلاس 5 تا دختریم و 6 تا پسر) بعد هممون عین چی به صورت معلمه زل زده بودیم میدونین چرا؟ آخه معلممون مرد بود! اون یه پسر 21 ساله بود وای ینی مردیما.
بعد معلمون گفت چتونه چرا اینجوری نگاه میکنین آخه فکرشو بکنین 11 جفت چشم یهو زل بزنن به یه نفر . ولی حالا بگم یکم گذشت فهمیدم خیلی شوخ و باحاله
بعدش نوبت به کتابای جدیدمون بود معلم دونه دونه پک کتابارو بهمون داد بعد به منو دوستم کتاب نرسید:/ (شانس گندمو برم)ولی خدارو شکر بعدش رفتیم از دفتر گرفتیم:)
حالا من بعد کلاس اومدم خونه تا بیام پای نت که یهو برقا رفتتتتت وای چه ضد حالی بودددد منم اعصابم حسابی خورد بود رفتم گرفتم خوابیدم حدودا یه ساعت خوابیدم بعد که بیدار شدم دیدم برقا ومده سریع اومدم پای وبو نت و این چیزا
بعد یاد ضدحال مشقای زبانم افتادم که اینا بود:تمرین برای ریدینگ-گوش دادن لیسنینگ-نوشتن 3 صفحه لکچر-حل کردن وورک بوک-نوشتن هر خط از کلمه های جدید یونیت، خدایی خیلی زیاد نیس؟
رفتم بنویسم کیفمو برداشتم دیدم جلد کتاب جدیدم خیلی بد مچاله شده واقعا عصبی شدم گفتم کی اینکارو کرده مامانم گفت من ندیدم فک کنم کار داداشته ، بعد رفتم یه داد بلند سر داداشم زدممممممم واقعا خیلی بد مچاله شده بود اینم ضد حال بعدی بود:| واقعا حالم داشت بهم میخورد دیگه . حوصلم سر رفت رفتم سر کشوم مرتبش کنم چون خیلی بهم ریخته بود بعد دیدم یه دفترچه با کاغذ های معطر و رنگی رنگی تو کشومه با خودم گفتم من کی این دفترچه رو خریدم چقدر خوشگله رو دفترچه با رنگ سفید نوشته بود:color of the dream وای خیلی خوشگل بود بازش کردم دیدم صفحه ی اولش یه چیزی نوشته متنش این بود:(حتما بخونید عالیه)
سفیدی کاغذ دفترم را با نام ها و یادهایی سیاه میکنم تا همیشه در یادم بمانند و سنگ تراشه هایی باشند که بر پیکر بی جان هستیم روح مذاب زندگی و شور هدیه کنند. بعد بارنگ قرمز: زنده باد نام هایی که تا همیشه در یاد ها بر یادگار می مانند 
دوستدار تو دختر عمه ات عطیه
واییییی خیلی عالی بود واقعا تحت تاثیر قرار گرفته بودم تازه یادم افتاد دوهفته پیش که اومده بودن خونمون دختر عمم بهم گفت وقتی رفتم کشوتو نگاه کن و بعد تو تلگرام بهم بگو چی دیدی.ینی واقعا دوهفته بود کشومو ندیده بودم:| بعدش سریع زنگ زدم بهش و ازش تشکر کردم واقعا بعد از اون همه ضدحال خیلی خوب که یه همچین غافل گیری شدم
فعلا بای تا های






حرف میزنم

پنجشنبه 7 تیر 1397 | 09:35 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

تنها در خلوت اتاق
با هر چیزی می‌شود حرف زد
با میز
با گل‌های شمعدانی
با هرچه که هست
اما من دیوانه‌ام
میان این همه هست
با تو حرف میزنم که نیستی…
#یک دوست






نتایج مسابقه ی دختر کره ای

سه شنبه 5 تیر 1397 | 08:52 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Other

Image result for ‫عکس دختر انیمه ای‬‎
سعلـــــــام
اومدم با نتایج مسابقه ی دختر کره ای
خب خب
نفر اول:روژان با مجموع امتیاز900
نفر دوم:دریا با مجموع امتیاز897
نفر سوم:ماهانا با مجموع امتیاز896
هورااااااااااااا
همه عالی بودین و رقابت بسیار تنگاتنگ بود
خب در مورد جایزه ها بگم ک در اولین فرصت میدمشون و اینکه هر کسی کد نخواست بگه تا بجای سفارش یه کد 100 نظر اضافه تر بهش بدم
خب فعلا