Dokhmalane Ha - مطالب آذر 1396







وااااااای شب یلدا

چهارشنبه 29 آذر 1396 | 02:40 ب.ظ

writer: Ruhina ^^ |subject|: Occasion

واااااای بچه ها شب یلدا یا همون چله فرداست ها! امیدوارم خوش بگذره براتون تو خونه ی بزرگترا....

از ته دل:یلداتون مبارکککککککککککک

فلسفه شب یلدا

شب یلدا یا شب چله از قدیمی ترین سنت های ایرانیان باستان میباشد که در زمان هخامنشیان هر ساله برگزار میشده است.

این سنت توسط داریوش یکم در تقویم و سنت ایرانیان به ثبت رسید و چرا که شب اول زمستان توسط مردم ایران جشن گرفته میشد و مهمانی های زیادی توسط قوم پارس بر پا میشد.ایرانیان در آن زمان به کشاورزی مشغول بودند و در تمام سال را به کشت و پرورش محصولات غذایی سپری میکردند و با فرا رسیدن فصل زمستان آغاز این فصل را جشن میگرفتند.

گردش خورشید

مردم ایران نخسین مردمانی بودند که زندگی خود را بر گردش خورشید تنظیم کرده بودند و به همین خاطر همه مناسبت هایی که سالانه برگزار میکردند دکاملا دقیق بود.ابوریحان بیرونی شب اول زمستان را میلاد اکبر نامیده است به این دلیل که شروع کار خورشید است.

جشن شب چله

در شب اول زمستان مردم ایران به دور هم جمع میشوند و این شب را جشن میگیرند و خوراکی های مخصوص این شب را صرف میکنند.از خوراکی های مخصوص شب چله میتوان به آجیل ، هندوانه و انار نام برد که بدون شک در سفره ایرانیان خواهد بود.

.

.

.

خوش بگذره ....... فعلا








معرفی کتاب مدرسه پرماجرا

چهارشنبه 8 آذر 1396 | 06:03 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Other

سلام
خوبین؟
امروز معرفی کتاب مدرسه پر ماجرا رو آوردم
&^ جلد اول (بهترین فکر دنیا)^&

برین ادامه






اعتماد=مرگ

چهارشنبه 8 آذر 1396 | 05:47 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text


روباه به گرگ گفت : درس زندگیرو یادم بده
گرگ گفت: از بالای کوه بپر
روباه گفت : پایم میشکند
گرگ گفت:میگیرمت
روباه پرید، گرگ او را نگرفت و پایش شکست
روباه گفت:چرا نگرفتی؟؟
گرگ گفت:درس اول...اعتماد یعنی مرگ!
#خودم






مادرم

سه شنبه 7 آذر 1396 | 04:07 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

مادرم فرشته است... ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند…
 زیرا به پایش من را بسته بود … 
برادرم را و همه ی زندگیش را …
معذرت میخواهم نیوتون …! 
راز جاذبه، “مادر“ من است!
معذرت میخواهم ادیسون! 
چرا که “مادر” من اولین چراغ زندگی من است!
معذرت میخواهم انیشتین! 
فرمولها ی تو از توضیح “مادر” من عاجزند!
رومئو! همه راہ ها به عشق “مادر” من ختم میشود …!
مادر من، عشق من است…  
 میترسم برای ماندن در کنارم از بهشت به جهنم بیاید …  
 مادرست دیگر...
 دلش که تاب نمی آورد... 
#خودم






آدم ها

دوشنبه 6 آذر 1396 | 02:31 ب.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

آدمها فکر می کنند؛
اگر یک بار دیگر متولد شوند،
جور دیگری زندگی می کنند،
شاد وخوشبخت و کم اشتباه...
فکر می کنند همه چیز را از نو خوب خواهند ساخت، محکم و بی نقص! اما، حقیقت ندارد...
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، 
اگر آدم ساختن بودیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختیم...
#یک دوست






آه ..

پنجشنبه 2 آذر 1396 | 11:43 ق.ظ

writer: Mєℓιкα.M |subject|: Text

در ۱۰ سالگی : مامان ، بابا عاشقتونم
در ۱۵ سالگی : ولم کنین
در ۲۰ سالگی : مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم 
در ۲۵ سالگی :  باید از این خونه بزنم بیرون 
در ۳۰ سالگی :  حق با شما بود 
در ۳۵ سالگی :  میخوام برم خونه پدر و مادرم 
در ۴۰ سالگی : نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم !
در شصت سالگی : من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...
و این رسم زندگی است....
#خودم