آه ..

پنجشنبه 2 آذر 1396 12:43 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی و می‌بینی چقدر آهسته می رود
تازه می‌فهمی چقدر پیر شده !
وقتی مادر بعد از غذا پنهانی مشتی دارو را می‌خورد ، می‌فهمی چقدر درد دارد اما چیزی نمی گوید..

در ۱۰ سالگی : مامان ، بابا عاشقتونم
در ۱۵ سالگی : ولم کنین
در ۲۰ سالگی : مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم 
در ۲۵ سالگی :  باید از این خونه بزنم بیرون 
در ۳۰ سالگی :  حق با شما بود 
در ۳۵ سالگی :  میخوام برم خونه پدر و مادرم 
در ۴۰ سالگی : نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم !
در شصت سالگی : من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...

و این رسم زندگی است....
چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و هیچ زمانی دیر نیست
حتی همین الان...
*グーミン* のデコメ絵文字



کامنت: ✔ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: چهارشنبه 8 فروردین 1397 03:02 ب.ظ