تبلیغات
❤✿دخملانه ها✿❤

❤✿پست ثابت✿❤

چهارشنبه 1 شهریور 1396 11:04 ق.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字キラキラ、お花 など のデコメ絵文字゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字سلام゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字キラキラ、お花 など のデコメ絵文字゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字خوش اومدین*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字اینجا وب منه*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字وب من قانونی نداره*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字نظرات جبرانی هم داریم تا....*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字تبادل لینک و لوگو میکنم*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字و اینکه همتونو دوست دارم*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字

*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字 این دکمه ی اصلی*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字 و اینم لوگو ی وبم با کدش *゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字

وبلاگ عالی دخملانه ها با مدیریت melika.m بیا تو از دستش ندیا

*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字خب همین دیگه ، من باهمه دوست میشما *゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字برو خوش باش و نظر یادت نره*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字




کامنت: ❤✿نظرات زیبا✿❤
آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 خرداد 1397 08:56 ب.ظ

امتحانا

شنبه 22 اردیبهشت 1397 04:57 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: حرف هام

سعلامممممم
وقتی سرمو برگردوندم دیدم که....
بله دیدم که معلما میگن امتحانا شروع شده
خب خب منم مثل بقیه امتحان دارم و....
بله باید درس بخونم تا نتیجه بگیرم
تا 13 خرداد خیلی کم وب میام چون امتحان ترم دارم و بعد...
بله بعد تعطیلاته تا آخر شهریور
فعلا بای



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم ✔
آخرین ویرایش: شنبه 22 اردیبهشت 1397 05:04 ب.ظ

شادی را هدیه کن

پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 09:31 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
Image result for ‫عکس دختر در طبیعت‬‎
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字شادی را هدیه کن 
به کسانی که شادی را از تو گرفتند
شاید با شادی آنها تو هم شاد شوی゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 10:22 ب.ظ

اردوی فوق العاده

دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:26 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: خاطره
سعلاممممم
حالات؟احوالات؟چطور مطورین؟
ما که بد نیستیم
خب بگم براتون از اردوی تشویقی که رفتیم،اول صبح که رسیدم مدرسه سریع رضایت نامه رو دادمو رفتم سر برنامه صبحگاه شانسا امروز برنامه با ما بود با بی حالی اجرا کردیمو و رفتیم سر کلاسمون،من دو تا از دوستام قرار بود از کلاسمون به اردو بریم یعنی 3 نفر از 21 نفر کلاسمون قرار بود به اردو بریم راستی حدس بزنین کجا میخواستیم بریم
شهر بانو (ینی پارکی که فقط خانوما حق ورود تو شو دارن)
ما سوار مینی بوس شدیم و با بقیه ی بچه های مدرسه که قرار بود بیان تو مینی بوس نشستیم نیوشا(دوستم) اون دلیل اومدنش تئاتر بود و آنیتا(دوستم) دلیل اومدنش سرود منطقه بود
منم واسه سرود و فوتسال می رفتم خب بگذریم بگم از اردو
وقتی رسیدیم باید از گیت (gate) رد میشدیم که مبادا گوشی یا تبلت برده باشیم ولی من مامان دوستم اونجا کار میکرد با پارتی ردمون کرد ماهم با گوشی رفتیم تو
اولش رفتیم لاباسامونو تو اتاق پرو عوض کردیم (من تاپ پوشیده بودم با دامن لی یه کلاه آفتاب گیر لی هم گذاشتم ) من موهامو بافته بودم
بعدش رفتیم یه زیر انداز بزرگ انداختیم و روش نشستیم و چیپس پیاز جعفری خوردیم
بعدش رفتیم با بچه ها وسطی و بدمینتون بازی کردیم
اما بعد رفتیم نشستیم من هدفونم برده بودم (اونجا یه صندلی هایی داشت خیلی بامزه بود مث گهواره تکون میخورد وقتی روش میشستی ، منو دوستامم رو اون نشستیم و آهنگ گوش دادیم خیلی خوب بود
بعد رفتیم اونجا استخر حبابی داشت(استخری که بجای آب توش پره حبابای رنگیه) پریدیم تو اون و نیم ساعت اونجا بازی کردیم و ادا بازی در اوردیم بعدش خیلی گشنه شده بودیم اومدیم دراز کشیدیم مدرسه برای همه بستنی قیفی طبقه ای خرید(هر طبقش یه رنگ طعم یه میوه میداد)
اونو خوردیم و نیم ساعت گرفتیم رو چمنا خوابیدیم
بعدش بیدار شدیم و رفتیم بسکتبال بازی کردیم و یه ساعت آخرم صرف دیدن مکان های شهر بانو کردیم مثلا غرفه ی دستبند و زیور آلات فروشی(من یه دستبند صورتی که روش یه گل طلایی بود خریدم) غرفه ی ابزار موسیقی (مثلا 10 تومن پول میدای میتونستی یه ساعت هر چی میخوای بزنی گیتار،پیانو،ارگ و ...)منم گیتار زدم(یکم بلدم)
بعدم آماده شدیم و با همون مینی بوس برگشتیم (اصلا حال نداشتیم)
آخرم اومدم خونه رفتم حموم و 2 ساعت گرفتم خوابیدم
فعلا بای



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:42 ب.ظ

فیلمای زیر نویس دار

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 06:18 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字فیلما ی زیر نویس دار
مثل آدمایی هستن که اول که میبینی خیلی سرن
ولی بعد که میفهمیشون
 خیلی بی ربط و کسل کننده هستن
森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:37 ب.ظ

به ستاره ها نگاه کن

پنجشنبه 30 فروردین 1397 10:15 ق.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
キラキラ、お花 など のデコメ絵文字به ستاره ها نگاه کن 
که فانوس های آسمانی شبند
و به ماه بنگر 
که همچون نسیمی آرام آرام میگریزد
و نمایان میشود
همه ی این زیبایی ها تن و جان آدمی را تازه میکنند
و مرا وا می دارند که
پلک بر روی پلک نگذارمキラキラ、お花 など のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:43 ب.ظ

یه کارایی

یکشنبه 26 فروردین 1397 07:54 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست

Image result for ‫عکس دختر لاکچری برای پروفایل‬‎
キラキラ、お花 など のデコメ絵文字گاهی وقتا یه کارایی برای یه کسایی میکنی
که بعد میفهمی اگه این کارو برای یه الاغ میکردی
بهتر بود تا اینکه واسه این بکنی
キラキラ、お花 など のデコメ絵文字




کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:39 ب.ظ

خدا با توست

جمعه 24 فروردین 1397 12:42 ق.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
 عشق بورز به آنهاییکه دلت را شکستند
 دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
 و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:39 ب.ظ

سیزده به در

دوشنبه 20 فروردین 1397 08:25 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: خاطره

سعلامممممم
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟حالتون خوبه؟سیزده به در خوش گذشت؟البته این پست رو باید خیلی زودتر میزاشتم ولی وقت نشد.
خب بزارید بگم چیکار کردیم ، اول ساعت هشت صبح پا شدم تا یک بعد از ظهر آماده سازی کردیم چیز میزا رو تا اینکه با ماشینمون رفتیم مدرسه ای که عموم مدیرشه 
من گفتم نمیخوام بیام بابا ما از مدرسه فرارییم اونوقت سیزده بریم مدرسه؟
حالا ما ساعت یازده رفتیم سیزده، اونجا رسیدیمو و من با دختر عمم(خیلی باهاش صمیمیم) روبوسی کردم(آخه اونام بودن) بعد رفتیم نشستیم و حسابی پر خوری کردیم:
شیرینی،آجیل،شکلات،کیک،میوه،پفک،چیپس،پفیلا ی گوجه ای و پنیری،آدامس،آبنبات،بستنی،لواشک،آلوچه،تمر هندی،جوهر لیمو،پاستیل و ... خوردیم بعد یکم نشستیم تا بابای من و عموم جوجه کباب رو حاضر کنن جالب اینجاس هنوزم سیر نبودیم
خب جوجه کباب و پیش غذامون سوپ و دسرمون ژله میل کردیم و بعد یکم چرت زدیم و بعددد پیش به سو ی بازی
دویدم و سوار دوچرخم شدم و با عطیه(دختر عمم) مسابقه دادم و در نهایت من بردم
بعدش عطیه و مامانم و عمم رفتن کلاسا ی مدرسه ی عمومو ببینن و منم با دختر عمه کوچیکم ریحانه که سه سال ازم کوچیکتره دوچرخه سواری کردم
ریحانه از دوچرزخه ی خودش پیاده شد و دوید تا منو با دوچرخم بگیره که یهوووو
من تعادلم از دست رفت افتادم زمینو و اونم افتاد روم خیلییییی بد خوردیم زمین تمام کف دستم زخم و شد و همینطور زانوم
البته زیاد درد نداشت بیچاره ریحانه تمام آرنجش زخم شده بود(خب تقصیر خودش بود)
بعدا رفتیم تو کلاسا با بچه های فامیل مدرسه بازی کنیم و تو کلاسای خالی یک ادا هایی در اودیم و آخر پسر عموم از پنجره ی کلاس دو بار فرار کرد خدایی یک خندیدما
بعدش رفتیم فوتبال بازی که منم استاد فوتسال و فوتبالم و کلاسشو میرم من شدم مهاجم و عطیه شد دروازه بان و پسر عموم دفاع و ریحانه کمک دفاع(نخودی خودمون) شد
تیم مقابلم، بزرگترا بودن خلاصه انقدر تلاش کردیم تا آخر ما بردیم
بعدم که وسطیو اوففففف
حدودا ساعت هشت شب برگشتیم خونه و آماده ی مدرسه رفتن شدم
فعلا



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 12:07 ب.ظ

عروس بشه

پنجشنبه 16 فروردین 1397 01:55 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
Related image
キラキラ、お花 など のデコメ絵文字دختر یعنی:
وقتی بهش بگن عروس بشی ایشالا
بگه ممنون و لپاش سرخ بشه
キラキラ、お花 など のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم ✔
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:40 ب.ظ

کلبه ی شکسته

پنجشنبه 16 فروردین 1397 01:39 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
Image result for ‫عکس کلبه ای که شکسته‬‎
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字از کلبه شکسته ای پرسیدم:
چرا شکستی؟
گفت: من نشکستم ، من را شکاندند!
و من هم به فکر فرو رفتم....
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم ✔
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:40 ب.ظ

شخصیت من

سه شنبه 14 فروردین 1397 02:52 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
Image result for ‫عکس لاکچری پروفایل دخترونه‬‎
森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字شخصیت من چیزی هست که من هستم 
اما برخورد من بستگی به این داره که تو کی هستی
 پس حواست باشه!森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:41 ب.ظ

عید 97

جمعه 10 فروردین 1397 12:08 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: خاطره

ســـــــــلام
خوبید؟ خوشید؟حالتون جطوره؟حال عیدتون چطوره؟
برا من که بسی عالیه فقط حیف که امروز دهمه و تا سه روز دیگه عید تموم میشه و باید بریم مدرسهمن و دوستام قرار بود از شنبش بریم ولی مدرسه اجازه نمیده(آخه ما سه روز هم اضافی آخر سال خودمونو تعطیل کردیم)
شما عیدتون چجوری گذشت؟ من بگم؟
خب روز اول عید که رفتیم خونه ی خاله بزرگم تو دماوند اونا یه باغ داشتن درن دشتـــــــ و عیدی هم بهم 30 هزار تومن پول داد خالم
بعد فرداش رفتیم خونه ی عموی بزرگم تو ملارد(اوف اونقدر راهش طولانی بود) دختر عمم باهام بود کلی باهاش حرف زدم و پر حرفی کردم
بعد که رسیدیم دیدیم هم زمان پسر عموم طاها هم با عمومینا اونجان
نشستیم و نشستیم خواستیم برگردیم زنعموم هی اصرار میکرد شام بمونین شام بمونین اما مهال بود ما بمونیم مخصوصا پسر عموم آخه پارسالم اصرار کرد و ما موندیم و ماهی درست کرد (یک افتضاحی بود ماهیه که نگو) اونقدر که پسر عموم بعدش از ماهی متنفر شد
حالا بازم حواسش نبود پارسالم واسه ما ماهی گذاشته گف وایسین وایسین ماهی رو سریع درست میکنم بخورین
بیچاره پسر عموم داشت گریش میگرفت .
حالا ما (من و مامانم و بابامو و دختر عمم و زنعمومو و عموم و از همه مهم تر پسر عموم) هی اصرار میکردیم نه راضی به زحمت نیستیم و از این جور طارفا تا آخر سر قبول کرد پسر عموم داشت از خوشحالی بال در می آورد
آخرم با زور و اصرار تونستیم بیایم خونه
بعدش دیگه همه چی خوب بود و می رفتیم دید و بازدید تا اینکه دیروز عمم اومد خونمون و برام چهار تا پاک کن خوشگل انیمه ی ای اورد که بوی میوه می دادن میخواستم بخورمشون
یکیشون بوی توت فرنگی ، یکی بوی انگور ، یکی بوی هندونه و یکی بوی بولو بری از اون که بوی هندونه می داد خیلی خوشم میاد و عاشقشم
حیف که حافظم پره و الا عکس پاک کن هامو میگرفتم و تو وب میزاشتم
خب خب دیگه من برم کار دارم
بابای
پ ن : از این به بعد برای آپ ها من خبر نمیکنم چون لینکا زیادن خودتون هر از گاهی سر بزنید(یادتون نره سر بزنیدا)



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: جمعه 10 فروردین 1397 01:03 ب.ظ

بهاری باش

جمعه 3 فروردین 1397 11:32 ق.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست

d75ca47dc391133e170cae34cb022429_500

بهار که از راه می‌رسد
جوانه سر می‌زند، شکوفه می‌شکفد
باران نم‌نم می‌بارد آسمان نفس می‌کشد

اما تو بهارت نمی رسد

بیا و تو بهار آفرین باش
تا دشت دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
باران باران محبت ببارد

*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字تــــــــو بــــــــهار آفریـــــــن بــــــــاش*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字





کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: چهارشنبه 8 فروردین 1397 02:43 ب.ظ

عید همه مبارکــــــــ

سه شنبه 29 اسفند 1396 07:45 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: مناسبت

Image result for ‫عکس عید‬‎
سعلامـــــــــــ
حالتون چطوره؟چیکارا میکنین؟چخبرا؟معلومه چخبرا!
عیدتون مبارکـــــــــــــــ
الان ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه ی بعد از ظهره و ما وارد سال 1397 شدیم من بی اندازه خوشحالم چون همین اول کاری کلی عیدی گرفتم
50 هزار تومن از مامان بزرگم،

100 هزار تومن از بابام ،و یه بسته ی پر از لاک با 30 هزار تومن از مامانم
خیلی عالیهـــــــــ
وای وای وای خیلی خیلی خیلی خوشحالم
 من امید وارم امسال همه خوشحال باشیم، به آرزو هامون برسیم ،دل خوش داشته باشیم ، به هم نیکی کنیم،بهتر از هر سالمون باشیم،بدیامونو از بین ببریم ، خوبیامونو بیشتر کنیم و از همه مهمتر با هم دوستی کنیم و هم دیگه رو کمک کنیم
این اولین سالیه که من این وبو دارم و از شهریور نود و شیش تو ی این فضا ی مجازی خوبی ها،بدی ها،آشتی ها،قهر ها،تلخی ها ، شیرینی ها،اومدن ها و رفتن ها رو دیدم.
از این بابت هم خوشحالم که امسال یه عید متفاوت با وبم و دوستای مهربون نتیم تجربه میکنم و دوست دارم سال های سال تو این فضا باشم و هر سال بهتر از قبل باشم
این تبریک من به شما

و حالا
 عکس از سفره هفت سین ما

البته سماغو مامانم تا الان ده بار پر کرده چون من همیشه به سماغ ناخونک میزنم

من و این وب کوشولو ی هفت ماهم برای همتون آرزو داریم که سالی پر از نشاط و شادی داشته باشین  و سر سفره ی هفت سین همتونو دعا کردیم
راستی شما چه برنامه ای تو عید دارین ؟ تو پست ثابت بگین. ما قرار نیست به مسافرت بریم میخوایم تهران گردی کنیم منم قراره یه رمان بنویسم(البته نه چندان قشنگ) و اینکه قراره برای مدرسمون یه پاور پوینت درست کنم تکلیفمون فقط همین پاور پوینته که من قرار با نیوشا(دوستم) درست کنم،راستی راستی فاینال زبانمو دوشنبه 100شدم و جایزه گرفتم(یه جا کلیدی خرگوشی خیلی ناناز به رنگ صورتی که به کیف عیدم وصل کردمش + یه دستبند طلایی که روش گلای رنگی رنگی داره)
راستی بالاخره قراره دایی و زنداییم از هلند برگردن(بعد 5 سال)دلم براشون خیلی تنگ شده همینطور برای دختر دایی گلم که یه سال ازم کوچیکتره شاینا جونم حتما برام کلی هدیه هم از هلند میارن(آخ جون)
راستی یه چیزه دیگه تیم فوتسالمون اول شده و بعد عید قراره بریم مدالامونو بگیریم
و اینکه خبر اومد آزمون مرآتم رو اول شدم و قراره از مدرسه جایزه بگیرم
 خلاصه بگم این آخر سالی خوب خوشحال شدم  از این اتفاقا و خبرای خوب و امید وارم برای شما هم همین گونه بوده،باشه،و خواهد بود(صد بار تو این پست یه همچین جمله ایو گفتم)

یا مُقلّبَ القلوبِ و الأبصار
ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم ها

*******

یا مُدبِّرَ اللیلِ و النَّهار
ای گرداننده و تنظیم کننده ی روزها و شبها

*******
یا مُحوِّلَ الحَولِ و الأحوال
ای تغییر دهنده ی حال انسان و طبیعت

*******
حوِّل حالَنا إلى أحسنِ الحال
حال ما را به بهترین حال دگرگون فرما

سال نو ی شما مبارک
صد سال به این سال ها
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز
راستی من یه چیز کوچیکم آماده کردم برای دیدنش رو عکس زیر بزنید
Image result for ‫شکلک سال نو مبارک برای وبلاگ‬‎

راستی اگر خواستین به وبم عیدی بدین میتونین نظر بارون کنین منم جبران میکنم اگه منو وبمو خوشحال کنین شمارم خیلی خوشحال میکنم با نظر بارون کردن

فعلا خداحافظی میکنم از دوستای عزیزم با آرزو ی نیکی 



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: سه شنبه 29 اسفند 1396 05:15 ب.ظ

چند خبر خوش

پنجشنبه 24 اسفند 1396 10:22 ق.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: خاطره
سعلامممممم
حالتون خوبه؟من که عالیم(امروز کمی متفاوت احوال پرسی کردم)
خب اول از همه میریم سراغ چهار شنبه سوری من برای چار شنبه سوری همیشه وسیله های کم خطر میخرم(آخه یکم ترسو ام) من 10 تا منور داشتم+3 تا بالن آرزو ها+3 بسته پیازی+12 تا سوت سوتی(اسم دقیق رو نمیدونم از همونه که میزاری یه جا میره تو آسمون صدا سوت میده).
راستش چیز دیگه ای نداشتم (خیلی کم بودن) شما چی داشتین؟تو ثابت بگین.
خب بریم سراغ اتفاقات اول 3 تا منور زدم به خوبی و خوشی گذشت 2 تا سوتی هم زدم تو سومیش از روی تاقچه ی بالا پشت بوممون افتاد رو لباسم(و متاسفانه سوخت یکم لباسم)ولی بخیر گذشت خودم هیچیم نشد، دومین بالن آرزو ها رو با یه آرزو رها کردیم هوا که سوراخ شد و افتاد زمین یعنی اون آرزوم بر آورده نمیشه متاسفانه(خدا رو شکر آرزو ی خیلی مهمی نبودا)
خب خب خب بگم از فرداش که رفتم مدرسه وقتی که رسیدم به مدرسه گفتن جشنواره قصه گویی میخوایم بریم برای منطقه اجرا کنیم خب تا ساعت دوازده معطل بودیم که دوازده و ربع برگشتیم مدرسه (خیلی ناراحت بودیم چون اون روز روز آخر بود و قرار بود بازی کنیم هر چند جشنواره قصه گویی مدرسمون اول شد)بعد رفتیم یه نیم ساعتی هنوز از وقت حیاط مونده بود چند تا چیز خوردیم:کیک تولد+شکلات+چیپس پیاز جعفری و سرکه ای+پفک+رانی هلو+آب میوه ی انبه+آدامس نعنایی(خیلی رو هم خوردیم) 
بعدشم رفتیم تو سالن فوتسال بازی کردیم،قبلا گفته بودم فوتسالو خیلی دوست دارم.
موقع خداحافظی همه گریه میکردن انگار میخوان برن سفر قندهار(البته خودمم کمی بغض کرده بودم) با بهترین دوستم نیوشا رو بوسی و بغل کردم و بعد شعار همیشگیمونو دادیم
(white night is great) که اگر کسی نمیدونست میگم میشه شب سفید عالیست .آخه وایت نایت اسم گروهمونه.
بعدم که رفتم سوار سرویسم شدم اومدم خونه و تا 14 فروردین دیگه نمیرم مدرسه البته با دوستام قرار گذاشتیم از شنبه ی بعدش بریم
راستی شما چه انیمه ای میبینین؟من  شروع کردم انیمه ی 貧しい人々  میبینم خیلی خیلی خوشگله عاشقش شدم خدایی این دخی انیمه ایا چرا انقدر نازن
خب عیدم که نزدیکه و دارم لحظه شماری میکنم که بیاد تازه مدرسمون به ما مشق نداده، امید وارم سال نود و شیش برای همه سال خوبی بوده باشه و نود و هفت هم برای همه پر از خوبیو خوشی و اتفاقات عالی باشه 
پیشاپیش عیدتون مبارک(موقع سال تحویلم پست میزارم)
دیگه خیلی نوشتم
راستی وقتی من میام میگم آپم سر بزنید بعضیا نمیان
فعلا



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: شنبه 26 اسفند 1396 09:28 ق.ظ

روز مادر مبارک

پنجشنبه 17 اسفند 1396 10:42 ق.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: خاطره
سعلام به همههههه
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟چخبرا؟
روز مادر مبارکککککک
البته یکم زود گفتما خخخخ چون میگن که فرداس ولی من دیگه طاقت نیووردم
 این روز مبارک به همه ی مادر ها و خانوم ها مخصوصا مادر خودم که عزیز ترین مادر دنیاس و بی نهایت عاشقشم خیلی خیلی خیلی خیلی دوسش دارمممممممم 
همینطور به مادر بزرگ عزیزم که به اون هم میگم روزت مبارک 
یه جمله به مادرم: مادر تو درست به قدر آرزو های منی دوستت دار م و روزت مبارک انشالله تا 1000000000 سال زنده باشی و همیشه روز مادر به تو هدیه بدم مامان جونم
این روز یه روز بزرگه که من تصمیم گرفتم از الان تا هر وقت زنده ام خدمت گذار مادر گلم باشم
به شما هم توصیه میکنم هیچ وقت به مادراتون بی احترامی نکنین و باهاش مهربون باشین
و من هم امید وارم همیشه همه ی مادرا سایه شون بالای سر فرزندانشون باشه 
حرف من به مادرم
و حالا بیایم برای مادرایی که الان با فرشته ها هم نشین هستند و پیش خدا هستند یه صلوات بفرستیم
اینم یه هدیه ی مجازی ناقابل به مامانم هدیه ی واقعیم خریدم بهش میدم
خب دیگه کافیه من برم
فعلا



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: جمعه 18 اسفند 1396 11:14 ق.ظ

عکس های دخترونه خوشگل

یکشنبه 13 اسفند 1396 08:50 ب.ظ

نویسنده: darya♥
موضوع مطلب: متفرقه
برای  پروفایل  میتونین استفاده کنین


Image result for ‫عکس دخترونه‬‎



ادامه مطلب

کامنت: پست ثابت
آخرین ویرایش: شنبه 19 اسفند 1396 08:25 ب.ظ

حال من

پنجشنبه 10 اسفند 1396 10:59 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
Image result for ‫عکس دختر در طبیعت‬‎
星 のデコメ絵文字حالم-->خوبه星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字چرا-->چون امروزمو زندگی میکنم星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字چرا امروزمو زندگی میکنم-->چون فردا همان امروزیست که 星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字"دیروز انتظارش را می کشیدم"星 のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم ✔
آخرین ویرایش: شنبه 19 اسفند 1396 08:25 ب.ظ

داستانم

یکشنبه 6 اسفند 1396 03:04 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: حرف هام


سلام به همه
وای امروز تو مدرسه اتفاقات بسی خوبی افتاد
معلم ادبیتامون هفته ی پیش گفته بود یه داستان عجیب در مورد نجوم و فضا بنویسید تا امروز وقت داده بود
خب خودتون که با مدرسه آشنایین حتما یه نفر هست که مسعولیتشو انجام نده یا چیزیو جا بذاره
بیشتر بچه هامونم از انشا و ادبیات بدشون میاد چون میگن ایده نداریم چجوری شروع کنیم حالا خلاصه
نصف کلاسمون که ننوشته بودن اون نصف دیگه ام که....
مثلا آرتمیسا نوشته بود یه روز رفتم فضا کره مریخو دیدم یهو افتادم تو زحل بعد اومدم رو زمین
بخدا بچه کلاس اولیم به این مسخره ای نمی نویسه نا سلامتی شیشمیم حالا بگذریم...
نوبت من شد منم از هفته ی پیش  26صفحه نوشته بودم آخه عاشق داستان نویسی و انشام
رفتم خوندم نفسمم بند اومد انقدر تند تند خوندم
وقتی تموم شد داشتم غش میکردم که صدای کف زدن بلند بچه ها و خانممون رو شنیدم
بعد معلممون باذوق گفت:عالیه میفرستمش اداره ی آموزش و پرورش انقدر عالیه
خیلیــــــــ روز خوبی بود
پ ن : یه چیزی چرا بازدیدا و نظرا انقدر اومده پایین؟کجایین دوستام؟؟



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم ✔
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 01:37 ب.ظ

دلیل

پنجشنبه 3 اسفند 1396 10:53 ق.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字برای شاد بودن دنبال دلیل゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字"نباشیم"゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字این شاد نبودن است که゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字"دلیل"میخواهد゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字تا می توانیم゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字
゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字" شادی" کنیم゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 اسفند 1396 11:31 ق.ظ

هه

سه شنبه 1 اسفند 1396 03:12 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: حرف هام
چه سلامی چه علیکی
یک سوال:آیا تا پایان سال 1397 انسانی ایرانی بر رو ی زمین باقی می ماند
جواب:با این وضعیت که نه
اومدم تسلیت بگم چرا انقدر اتفاق بد میوفته
خیلی خیلی خیلی ناراحت و متاسفم چرا اینجوری میشه؟؟
خدایا بلایای طبیعی را دور میکنی؟!دستت درد نکنه لطفا از این به بعد بلایای ی مصنوعی روهم دور کن
حرف خاصی نداشتم فقط اومدم بگم چرا اینجوری میشه و اومدم بگم که خیلی خیلی خیلی تسلیت میگم به خانواده های شهدای سانچی و هواپیما و .....(البته اگر هنوز خانوادهاشون زنده باشن بعد این همه بلا) هر چند میدونم همه ی این تسلیت ها الکین و هیچ دردی رو دوا نمی کنن
پ ن:بجا ی اینکه تسلیت بگید برید نجاتشون بدید



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 01:36 ب.ظ

ولنتاین مبارک

چهارشنبه 25 بهمن 1396 07:11 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: مناسبت
سلام برهمه
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟
راستش کار خاصی نداشتم فقط اومدم بگم
ولنتاین,کارت تبریک ولنتاین,زیبا ترین عکس های متحرک ولنتاین
تقدیم با عشق به همه ی کسایی که این پستو میبینن
چون نمیشه مجازی هدیه داد من عکس هدیمو میزارم
جعبه کادویی ولنتاین
فعلا



کامنت: برو ثابتــــــ
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 بهمن 1396 10:38 ق.ظ

خونه تکونی

یکشنبه 22 بهمن 1396 03:08 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: خاطره

سعلاممممم
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟چخبرا؟
اومدم بهتون بگم که من از این به بعد کلا روزی یک ساعت میتونم بیام وب آخه داریم خونه تکونی مون رو شروع میکنیم میدونین چرا؟
داداشی من دوسالشه و خیلی شیطنت میکنه و نمیزاره ما خوب خونه تکونی کنیم بنابرین مجبوریم زود شروع کنیم تا تموم شه
خب حالا بگذریم بیست و دو بهمنتون مبارک(هم پیروزی انقلاب هم تعطیلی)
وای خیلی خوشحالم عید داره کم کم نزدیک میشه(ولی بوش هنوز نمیاد)
راستی شنیدین گفتن تعطیلات عید برای دانش آموز ها هم میخواد بشه پنج روز؟چون امسال واسه آلودگی و برف خیلی تعطیل شد(البته زیادم نبودا) حالا چه تعطیل کنن چه نکنن من نمیرم آخه چه وضعیه تو زمستونو آلودگی تعطیلی بدرد نمیخوره عید مزه میده آخه چرا کشور ما انقدر آلودس چرا؟؟؟(مخصوصا اهواز و تهران)
حالا این عکسو از هلند نگاه کنین و کیف کنین(اینجا آمستردامه)

آخ چقدر دلم نظر بارون میخواد
دلمو شاد کنین جبران میکنم براتون



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 بهمن 1396 03:29 ب.ظ

می بینی

شنبه 21 بهمن 1396 10:24 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست

Image result for ‫عکس دختر در طبیعت‬‎
星 のデコメ絵文字گاهـی یـه آدمـو مـی بـینـی 星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字انـقدر خـوشحـاله 星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字و هـمـه رو مـی خـنـدونـه 星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字تـو فـڪر مـی ڪنـی星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字هـیـچ مشڪلـی نداشـتـه و نـداره 星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字وقـتـی بهـش نـزدیـڪ تـر مـی شـی星 のデコメ絵文字
星 のデコメ絵文字مـی بیـنـی خـدا چـه صبـری داده بهـش 星 のデコメ絵文字



کامنت: ثابتـــ
آخرین ویرایش: شنبه 21 بهمن 1396 10:38 ب.ظ

آدم هایی

سه شنبه 17 بهمن 1396 11:34 ق.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست

آدمهایی هستند که خیلی “وجود” دارند

نمی گویم خوبند یا بد، چگالی ِ وجودشان بالاست.

اصلا یک «امضا» هستند برای خودشان!
افکار، حرف زدن، رفتار و هر جزئی از وجودشان امضادار است.
اینها به شدت «خودشان» هستند.
یعنی تا خودشان نباشند اینطور خاص و امضادار نمی شوند که!
در یک کلمه، «شارپ» هستند و یادت نمی رود «هستن» هایشان را،
بس که حضورشان پر رنگ است و غالبا هم خواستنی.
رد پا حک می کنند اینها روی دل و جانت،
بس که بَلدند “باشند” …
این آدمها را هر وقت به تورت خورد، باید قدر بدانی …
دنیا پر از آن دیگریهای بی امضایی است،
که شیب منحنی حضورشان، همیشه ثابت است !




کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: شنبه 21 بهمن 1396 04:46 ب.ظ

فردا

پنجشنبه 12 بهمن 1396 09:35 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字هر روز ازخواب بیدار میشومにゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字می‌بینم هنوز امروز استにゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字فردا نیامدہ...にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字پس فردا واژہ ای بیش نیستにゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字هر چه هست امروزاست!にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字امــروز را دریاب!にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: جمعه 13 بهمن 1396 11:21 ق.ظ

خوشحالی یعنیـ

پنجشنبه 12 بهمن 1396 09:33 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字خوشحالی یعنیにゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字حتی شدهにゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字بی دلیلにゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字شاد باشیمにゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字



کامنت: پست ثابت عزیزم
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 بهمن 1396 09:37 ب.ظ

عکس ادم برفی من

یکشنبه 8 بهمن 1396 11:06 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: متفرقه
عکس ادم برفی که من ساختم البته اون کلاه داداشمه
زیادی نقلی و بامزس نه؟



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 بهمن 1396 11:16 ب.ظ

برف حبیب ملیکا

شنبه 7 بهمن 1396 11:32 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: خاطره
سعلام سعلام سعلام صد تا سلام
و بالاخرهههههههههههه در تهراننننننننن
بررررررررررررررررررررررررف
آمدددددددددددد
وای وای وای بی اندازه خوشحالم برای آمدن این برف شدید
انقدر ذوق زده ام رفتم کلی برف بازی کردم انقدر خوش گذشت که نگین و نپرسین چون بخوام بگم چقدر خوش گذشت تا فردا هی میگم خیلییییییییی.....
خب خب خب یکم توضیح بدم مردم تهران الان چند سالیست که برف درست و حسابی ندیدند و حتی اگر پنج دیقه برف بیاد میان تو کوچه ها و خیابونا(مثل خود من)
خب چه کنن(چه کنیم)برف به عمرشون ندیدن مخصوصا هم سن و سالای ما که که 12 13 سالشونه
حالا وضعیت من تو امروزو باشین ،مامانم که کاپشنمو شسته بود بهم یه سویی شرت یه لا قبا داده بود آخه هوا صبح سرد نبود
دستکش و شالگردنمم توی مدرسه جا گذاشتم ولی با این حال رفتم پریدم تو برفا
راستی راستی یه خبر خوش (برای خودم)
فردااااا مدارسسسس برای بارش برف تعطیلههههههه
برای اولین بار بخاطر برف تا الان همش بخاطر آلودگی بود و من هر وقت تعطیل میشد ناراحت بودم ولی الان
 اعتراف کنم از ته دلم 
خوشحاااااااااالم
عکس بالا رو نگاه کنید چقدر زیباست مخصوصا از زاویه اون چراغ



کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 01:38 ب.ظ

مادر خوبم

پنجشنبه 5 بهمن 1396 01:39 ب.ظ

نویسنده: ❤✿Melika .m✿❤
موضوع مطلب: تکست
....مادر....
واژه ای بی همتا....
واژه ای در فراز و نشیب دره ها....
واژه ای دلنواز از اعماق آسمان....
واژه ای ساکت اما پر از معنی ها....
واژه ای کوتاه از گلبرگ گل ها....
واژه ای از برگزیده های خدا....
مادر ، ای بی همتا.دلنواز. پر معنی.برگزیده ی خدا،....
عاشقتم ..........مادر............




کامنت: ✔ پست ثابت عزیزم✔
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 01:40 ب.ظ



صفحات دیگه : 3 1 2 3